عبد الحي حبيبى

448

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

باميان : گندم خوب بهارى ولى ميوه و گل كم دارد ، براى پرورش مواشى نهايت مساعد است ، مراتع فراوان براى گوسپند و اسپ كه در ان بوفرت پيدا مىشود موجود است . پوشاك عمده از پوست و پشم ساخته مىشود ، كه براى آنجا خيلى مفيد و مناسب است . « 1 » كاپيسا : هرگونه غله و انواع فراوان درختان ميوه‌دار و اسپهاى عالى نژاد شين SHEN و بيخ نبات خوشبوى يو - كين YU - KiN ( شايد زردچوبه ) در ان پيدا مىشود ، و مردم البسهء پشمى را با پوستهاى حيوانات زينت دهند . « 2 » لغمان : براى توليد برنج مساعد و داراى كشتزارهاى نيشكر است ، درختان ميوه‌دار فراوانست ، البسه مردم از كتان سپيد است . « 3 » وادى سوات : كه آن را هيون تسنگ بنام او - چنگ - نه ( اوديانه ) آورده و گويد كه اقسام غله در ان ميرويد . مگر كشتهاى آن پربر نيست . انگور بوفرت و نيشكر خيلى كم دارد ، در خاك آن طلا و نقره پيدا مىشود ، و براى كشت يو - كين مساعد است . جنگل‌هاى آن انبوه و سايه‌دار و ميوها و گلهاى آن فراوان و جامهء مردم از پنبه سپيد است . اين سرزمين بقول فاهيان ( فصل 8 ) بسبب سرسبزى و باغ مانند بودن آن باسم اوديانه ( در پراكرت اوجانه ) خوانده شده است . « 4 » وادى گندهارا : كه پايتخت آن پو - لو - شا - پو - لو ( پشاور ) است ، و غله باب و انواع گل و ميوهء فراوان دارد ، و نيز نيشكر آن خيلى زياد است كه از ان شكر منجمد ( گر ) سازند . « 5 » بلور : كه بنام پو - لو - هو در بين كوهسار پربرف واقع بود ، و عبارتست از درهاى نورستان و چترال و چيلاس تا هنزا و كشمير كه مردم آن لباس پشمى

--> ( 1 ) - سى - يو - كى 113 ( 2 ) - همين كتاب 116 ( 3 ) - همين كتاب 144 ( 4 ) - همين كتاب 166 ( 5 ) - همين كتاب 150